شب که میشه باز می افتم یاد مهتاب چشات

ساعت از دو هم گذشت دیگه الان خواب چشات

سر تا پا ترانه میشم وقتی از راه میرسی

تار و پود موم میلرزونی با مظراب چشات

گفتی دنبالم نیا ولی نگفتی چه جوری

تو خودت منو کشوندی تو گرداب چشات

اگه اجازه بدی مخوام بگم دوستت دارم

اگه پررویی نباشه پیش ارباب چشات

می خوام این ترانه رو با عشق تقدیمت کنم

اگر بر نمی خوره به غزل ناب چشات

شب که میشه اشک تنهایی میشینه تو چشام

خوش به حال شبی که رو تختمون خوابه چشات