تبليغاتX
شاعر تنها(جوجوي غريب) < body>


شاعر تنها(جوجوي غريب)

ربنا قسم به ياسينت هرزه را به تو و به فاطمه ات حلال ميكنم

 

یه کلاغ سیاه عزاداره سکوته

خونه خیلی سوت و کوره

بارون اومد آشیونشون خراب شد

خدا قهر کرده باهاشون

انتخاباته دوباره

یکی باید رای بیاره

آقا شیره توی ارا کمترینه

جوجه اردک توی باله بهترینه

یه چیزی رو گفته باشم

این جداله آخرینه

هدف کمان آرش

واسه ما یه سرزمینه

وعده‌گاه تو آسمونه

موشه کور زیره زمینه

ای خدا جون عزیزت

مرغ آمینت بمیره

کمتر از کلاغ و اردک

این منم یه کمترینم

یه کمی محبتم کن

تا یه گوشه‌ای بمیرم

توی تاریکی قبرم

دستتو خدا بگیرم

قسمت به جونه هستی

میدونم همیشه هستی

نامه‌های بی نشونیه

من بی کس و بگیری

روی پاهات بنشونی

دیگه خسته‌ام میدونم که میدونی

من گناه‌کارم      

 ببخش که خوب میتونی

از تمام مال دنیا

من قثط تورو میخوام که بیشترینی

من زیاده خواهم و تو بهترینی

آرزو دارم تو خونم پا بزاری

چای قند پهلو بیارم

یه کمی پیشم بشینی

درد دل کنم باهات آقا

توام

اشکای این نوکر نادمو ببینی

میخوابم به شوق فردا

که بیای به خونه من

خسته‌ام از تيرگي‌ها 

اي خدااااااا

صدامو گوش کن

جمعه دیگه بیاد   

 این جون بی ارزشمو براش فدا کن

من به خاک زیر پاشم قانعم

من به امید ظهور مهدیم............

نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 18:54 توسط علي رضا| |


Design By : Night Skin