شاعر تنها(جوجوي غريب)
ربنا قسم به ياسينت هرزه را به تو و به فاطمه ات حلال ميكنم
منم دلتنگ دلتنگم منم یک شعر بی رنگم منم دل رفته از چنکم منم یک دل که از سنگم منم اواز طولانی منم شبهای بارانی منم انسانیم فانی خداوندا تو میدانی منم در متن یک دردم منم برگم...ولی زردم منم هستم...ولی سردم منم مرده م...منم مرده م منم یک بغض بی پایان منم غمهای بی سامان منم هستم در این زندان منم زخمهای بی درمان منم دارم تب و تابی ز تنهایی ز بی تابی منم....رفته یه گردابی مرا باید که دریابی منم یک اسمان دردم منم.....دریا شود قبرم منم...دنیا شود جبرم منم....پایان شده صبرم منم یک ذره گردم منم...خواهم کسی همدم منم...بر خود ستم کردم دلم خون میشود هر دم منم...از عشق گویانم منم...در دست درمانم منم...امد به لب جانم خداوندا.....بمیرانم خداوندا.....بمیرانم خداوندا.....بمیرانم خداوندا.....بمیرانم یک راز تو مثه فصل بهاري كه برام شادي مياري قصه غصه ....... ؟ روزی روزگاري در جزيزه اي تمام حواس زندگي ميگردند شادی،غم،غرور،عشق... روزي خبر رسيد به زودي تمام جزيره به زير آب خواهد رفت . پس همه ساكنين جزيره را ترك كردند . اما عشق مايل بود تا اخرين لحظه باقي بماند چرا كه او عاشق بود ، عاشق جزيره . اما وقتي كه جزيره به زير آب فرو ميرفت ، عشق از ثروت كه با قايقي باشكوه جزيره را ترك ميكرد كمك خواست و به او كفت : آيا مي توانم با تو همسفر شوم ؟ ثروت گفت : خير نمي تواني . من مقدار زيادي طلا و نقره در قايقم دارم و ديگر جايي براي تو وجود ندارد . پس عشق از غرور كه با يك كرجي زيبا راهي مكان امني بود كمك خواست . عشق به غرور گفت : لطفا كمك كن و مرا با خود ببر . غرور با خود خواهي گفت : نمي توانم ، تمام بدنت خيس و كثيف شده . قايق مرا كثيف ميكني . غم در نزديكي عشق بود . پس عشق به او گفت : اجازه بده تا من با تو بيايم . غم با صدايي حزن آلود گفت : آه عشق . من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تنها باشم . پس عشق اين بار سراغ شادي رفت و او را صدا زد . اما او انقدر غرق در شادي و هيجان بود كه حتي صداي عشق را نشنيد . ناگهان صدايي مسن گفت : بيا عشق من تو را با خود مي برم . عشق انقدر خوشحال بود كه حتي فراموش كرد نام ياريگرش را بپرسد ، سريع خود را داخل قايق او انداخت و جزيره را ترك كرد . وقتي به خشكي رسيد پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد كه چقدر به پيرمرد بدهكار است چرا كه او جان عشق را نجات داده بود . عشق از علم پرسيد : او زمان است . عشق گفت : زمان ؟ او چرا به من كمك كرد ؟ علم لبخندي خرد مندانه زد و كفت : زيرا تنها زمان قادر به درك عظمت عشق است
زير درخت انار نشست .درخت انار عاشق شد گل داد سرخ سرخ .گلها انار شد ؛داغ داغ . هر اناري هزار تا دانه داشت . دانه ها عاشق بودند دانه ها توي انار جا نمي شدند انار كوچك بود . دانه ها تر كيدند ؛انار ترك برداشت . خون انار روي دست ليلي چكيد .ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد . مجنون به ليلي اش رسيد .خدا گفت : راز رسيدن فقط همين بود كافيست انار دلت ترك بخور هرگز يك دوست قديمي را ترك نكنيد، جانشيني براي او پيدا نخواهيد كرد. دوستي مانند شراب است. هرچه كهنه تر بهتر غروبم مرگ خورشيدم ،غم انگيزم ،تب آلودم مرا نفرين كن اي عرفان، كه ديشب در خيالاتم قناري با صداي خواندنم بر خاك مي افتد بدون تو در اين آلودگي هاي غبار اندود صداي پاي پاييز و طنين خش خش برگم جدا از روزهاي گرم و خوب با تو سر كردن حنيف فطرتم بر سنگفرش كوچه ها يخ زد چگونه بي خيال زخم هاي كاري ام باشم ؟ شبيه يك گليم پاره و محكوم نابودي چرا از كوچه باغ خاطرات خوب من رفتي ؟! هردم گذر عمر دیدم در پس ایام هردم شکوه دل دیدم ز خالی بودن جام هردم یار بینم در خیال و می در جام ای گمشده ی من! آیا دوباره باز توانمت شناخت در این مه غلیظِ دود و دیوار آیا دوباره دلم را که در سراچه ی چشمانت به جا گذاشته بودم باز خواهم یافت؟ آیا تو را خواهم یافت؟ رفيق من سنگ صبور غمهام به ديدنم بيا که خيلي تنهام هيشکي نميفهمه چه حالي دارم چه دنياي روبه زوالي دارم مجنونم و دلزده از ليليها خيلي دلم گرفته از خيليها نمونده از جوونيهام نشوني پير شدم، پير تو اي جووني تنهاي بي سنگ صبور خونهي سرد و سوت و کور توي شبهات ستاره نيست موندي و راه چاره نيست اگرچه هيچ کس نيومد سري به تنهاييت نزد اما تو کوه درد باش طاقت بيار و مرد باش اگر بياي همونجوري که بودي کم ميارن حسودا از حسودي صداي سازم همه جا پرشده هرکي شنيده از خودش بيخوده اما خودم پرشدم از گلايه هيچي ازم نمونده جز يه سايه سايهاي که خالي از عشق و اميد هميشه محتاج به نور خورشيد ............................. ............ من باید زودتر از اینها با تو اشنا میشدم داشتم عینهو خدا حسابی تنها میشدم دل من . وسعت تو اخ که چقدر بچه بودم زودتر از اینا باید به فکر دریا میشدم همه فهمیده بودن ولی به خاطر چشات اگه میخواستی برات دوباره رسوا میشدم مشق تنهایه دیروزو خودم خط میزدم اگه من با خبر از لذت فردا میشدم منو تو ماله همیم زورکی نیست جدا شدن نبیاد یه عمر گیج یه معما میشدم گل من یادش بخیر با همه گرفتگیم هردفه میدیدمت مثل خودت وا میشدم اره تنهای و غربت واسه اونایه دیگست من باید زودتر از اینها با تو اشنا میشدم ...................



![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
منم اون ابر سياهی كه تو فصل تو مي بارم
تو مثه گلاي پونه عاشق روييدن هستي
منم اون گوشه نشيني
كه طلوعت و مي بينم
تو به شفافي شبنم تو مثه فرشته هايي
منم اون عاشق بي دل كه سر راهت مي شينم
تو بزرگي توعزيزي تو مثه چشمه زلالي
منم اون حقير و مسكين كه براش خيلي زيادي
تو مثه پرنده هايي تو پر از عشق و وفايي
منم اون آوازه خونی
كه تو شعراش و مي دوني
خلاصه خيلي لطيفي واسه دل يه تكيه گاهي
نازنين ,عزيز جونم تو پناه شب تاری
تو غروبم تو طلوعي تو واسم راه عبوري
خط قرمز روي غم هاست وقتي تو پيشم بموني...
![]()
![]()





![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()





![]()

می دونم كه عاقبت می ری يه روز
بـــــــا همـــون قايقـــی كــــه تــو رو آورد
رو همــــون مـــــــوج بــلنــــد ســـــــركشــی
كـــــــه يـــــــه روز اومـــــــد تـــو رو بـــه مـن سپرد
می دونـــم كـــــه آخـــــرش پـــس ميـــــاره تنهاييمــــو
اون نسيمــــــی كـــــه تـــــو رو آورد و بــــی كسيمــــــو برد
دوبــــاره زنـــده می شــه جــــون مــــی گيــــره توی دلــــم
سايــــــۀ حسرتـــی كـــه زيـــر قــــدم های تــــو مُـــرد
حــــالا شــب خوابتو ديدن واسه مــن يـــه عـادتـه
تــو شبِ چشمای تو گـــم شدنـــم غنيمتـه
دوســـت دارم تكيــه كنــــم بهـت ولــی
شونه های ظريف تو زيرسرم امانته

تو بگو بهار قشنگه من ميشم بهار تو
تو بگو بمون منم نميرم از کنار تو![]()

تو بگو منو نميخواي ديگه خسته کردمت
گر چه سخته امّا من دور ميشم از ديار تو

تو بگو سرد هوا منم ميشم خورشيد تو
تو بگو که نا اميدي من ميشم اميد تو

تو بگو دلم گرفته از همه دورنگيها
مشکي ميشم مظهر يه رنگي ميشم واسه تو![]()

تو بگو خدا کنه بارون بياد از آسمون
به خدا قسم ميگم گريه کنه براي تو![]()

اگه غمگين بشي از دستم ناراحت بشي
ميميرم که تا ابد پاک بشم از خيال تو

کاش تموم نميشد اين روزا ، اين خاطرها
تو ميموندي واسه من منم ميموندم واسه تو![]()

قاصدک منو ببین توی این دنیا اسیرم
قاصدک با من بمون بدون نگات می میرم![]()
قاصدک تندیس مرگو من دارم بی تو میسازم
قاصدک پرام شکسته کاری بکن تا پر بسازم ![]()
قاصدک با غم میسازم چون دلم بد جوری مسته
اما بی چشات نمیشه جون من به اونا بسته![]()
قاصدک سیاهی ها رو من واست با رنگ میسازم ![]()
صدا تو نده به هیچ کس که با اون آهنگ میسازم ![]()
قاصدک دلم گرفته دوس داره واست بباره ![]()
اما رو برگ نامه حرف دلگیری نداره

يادم باشد : 
حرفي نزنم که دلي بلرزد و خطي ننويسم که کسي را آزار دهد 






يادم باشد ... :
که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نيست 
جواب کينه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگي را با کمتر ازصداقت ندهم 
بايد در برابر فرياد ها سکوت کنم و براي سياهي ها نور بپاشم 






از چشمه ، درس خروش بگيرم و از آسمان درس پاک زيستن 
يادم باشد سنگ خيلي تنهاست بايد با او هم لطيف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند 
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر کسي فقط به دست خودش باز مي شود 
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم 






زندگي يک آرزوي دور نيست؛ 
زندگي يک جست و جوي کور نيست 
زيستن در پيله پروانه چيست؟ 
زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست 
گوش کن ! دريا صدايت ميزند؛ 
هرچه ناپيدا صدايت ميزند 
جنگل خاموش ميداند تو را؛ 
با صدايي سبز ميخواند تو را 
زير باران آتشي در جان توست؛ 
قمري تنها پي دستان توست 
پيله پروانه از دنيا جداست؛ 
زندگي يک مقصد بي انتهاست 
هيچ جايي انتهاي راه نيست؛ 
اين تمامش ماجراي زندگيست... 

اي همه مردم، در اين جهان به چه كاريد؟ 
عمر گرانمايه را چگونه گزاريد؟ 
هر چه به عالم بود اگر به كف آريد 
هیچ نداريد اگر كه عشق نداريد 
واي شما دل به عشق اگر نسپاريد 
گر به ثريا رسيد هيچ نيرزد 
عشق بورزيد 
دوست بداريد 

نگاه بنگي شهرم، پر از رسوايي دودم
خدا از بيخ گوشم رد شد و من بي خبر بودم
كه من يك تكه از آيينه ي آواز داوودم
من از دنياي شفاف تغزل نيز مطرودم
سكوت سخت ديوار و خروش هق هق رودم
پر از تاريكي ملموس يك حس شب اندودم
و من بي او شبيه آتش عصيان نمرودم
مني كه دست هايم را به خون غم نيالودم
تنيده تارهاي كهنگي پيوسته در پودم
مگر من با تو بد كردم ؟ مگر من با تو بد بودم ؟!

هر دم فریاد کنم زین دل نا کام

![]()
| Design By : Night Skin |


