شاعر تنها(جوجوي غريب)
ربنا قسم به ياسينت هرزه را به تو و به فاطمه ات حلال ميكنم
بازم دلم گرفته و راهي جز دردو دل با وبلاگ خستم ندارم وبلاگي كه درست هم سن اشناييم با پريه با اين تفاوت كه وبلاكم موند پشم و تنهام نزاشت سلام به همه دوستايي كه تو اين مدت تنهام نذاشتن من بعد از42 روز برگشتم تهران و به وبلاگم سر زدم مخصوصا قسمت نظرات وچيز جالبي كه توجه منو جلب كرد 2تا نظر بي رحمانه پري خانوم بود كه بازم مجبورم چيزايي رو تعريف كنم پس با دقت بخونيد ............. سلام پري خانوم بله حق با شماست منم اشتباه كردم منم اشتباه داشتم ولي هيچ وقت كسي رو وارد زندگيت نكردم هيچوقت هميشه تنها كس بي كسيم بودي اينو خدا ميدونه پس خيانت و نا مرديتو با اين كارا مخفي نكن ................ اما يشنويد از قصه پري خانوم قصه ما ............. پري بر عكس من دختر بي پولي نبود و همين هميشه باعث ميشد اون خرج كنه به جاي من و در عوض منم از تمام چيزي كه داشتم براي پري مايه ميذاشتم ............ پري خانوم يادته وقتي بهم گفتي بريم با حميد داداشت شمال پول نداشتم به خاطرت دستبند طلايي كه مامان برام يادگاري خريده بود رو فروختم كه پيش هم باشيمو خوش حالت كنم؟ بيا بيا پري بازم بگو علي دروغ ميگه پري خانوم يادته وقتي مشكل مالي داشتي از تموم مال دنيا فقط يه گوشي موبايل داشتم و به خاطرت فروختم؟ بگو دروغ ميگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خانوادم هميشه پشتت بودن و در حقت نامردي نكردن محبتي كه مامان كرد در حق منو تو فراموش كردي؟؟؟؟؟ ....................... پري تو دلمو شكستي ولي نفرينت نكردمو بدتو نخواستم به خاطرت اومدم تو غربت سربازي اما پشتمو به خاطر عشق قديميت كه برگشته بود خالي كردي دروغ ميگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!! ..................... كسي به تو تهمت نزد اين تو بودي كه با بي شرمي تو چشاي عاشقم نگاه كردي و گفتي ازت بدم مياد مگه گناهم چي بود؟ اين كه پيشت نبودم و تو غربت بودم؟ اينكه دوست داشتم اينكه ديگري رو بيشتر دوست داشتي؟ ....... وبلاگتم ديدم مطلب قبلي رو پاك كرده بودي كه در مورد عليت بود؟ اما چرا؟ نفهميدم خوب بي انصاف تو كه علي داشتي چرا منو تو غربت ول كردي خوب همون قبل خدمت ميرفتي ............. و در اخر ابنم بگم ديروز كه تو پادگان بودم پري بهم زنگ زد و گفت فردا كه داري مياي ميخوام بيام فرودگاه دنبالت گفتم نه نميخواد گفت من ميام و خدا حافظي كرد من امروز اومدم و پري تو فرودگاه نبود ............. اينم اخرين محبتش من ميدونستم كه چرا ميخواستي بياي ميخواستي ماشينتو نشونم بدي ميخواستي بهم نشون بدي از وقتي عشق جديد داري چقدر پولدار و خوشبختي!!!!!!!!!!!!! مباركت باشه خانوم گلم. ............... به قول مادرت من نحسم از روزي كه اومدم تو زندگيت بد مياري راست ميگفت انگاري خوشبخت شو اين يه دستوره خانومم. .................. و در اخر شعري كه تقديم ميكنم به... .................. ديگه مجبور نيستي هرجا كه ميري....ازم اجازه رفتن بگيري ميشه با هركي كه خواستي بجوشي...اصلا هرچي دلت ميخواد بپوشي ميشه به هر كي ميخواي دل ببندي...يا با غريبه ها بگي بخندي وقتي دير ميكني يا ميري جايي... ديگه نيستم بهت بگم كجايي نرو تنهام نزار با دردو غمهام...اگر چه دلخوري از خيلي حرفام به قراني كه از سايش گذشتم... به مرگ هر دوتامون خيلي تنهام نگو ميبينمت يه روزه ديگه...اخه احساس من اينو نميگه نميتونم قبول كنم نباشم...تر و خشكت كنه يه مرد ديگه خداحافظ هميشه بهتر از من...هميشه يا كه هر جا سر تر از من تو چشمات بهترين بودم تو دنيا.. نميديدي اگر چه كمتر از من خدا حافظ كه رفتي بي بهونه...از اين خونه دلم بدجوري خونه به جاي سر به روي شونه من....تو يادم خاطرات تو ميمونه اگه كوه طلا واست بياره... اگه دنيا رو زير پات بزاره بازم دستاي خاليم خوب ميدونن...كه هيشكي قد من دوست نداره گلت خشك شد ولي هرگز نمرده...زمان بوي تو رو از خونه برده دلم خوش بود مياي يه شب تو خوابم...ولي چند ماهه كه خوابم نبرده داري ميري ولي پيشت ميمونم....واست هيچي نبودم خوب ميدونم ولي من در عوض هر جا كه باشم...واست تا اخر عمرم ميخونم شايد خيلي چيزا مي خواستي... اما منم هيچي نداشتم پات بريزم انقدر بغضم رو پنهون كردم از تو ....از اون روزي كه تو رفتي مريضم قديما يادمه ميرفتي جايي ....هميشه يه خدا حافظ ميگفتي چقدر اسون باهات شدم غريبه ....بازم پشت سرم چيزي شنفتي؟ الان داغي نميفهمي چي ميگي.... تو مديوني اگه يادم بيوفتي ................... اينم قولي كه داده بودم در مورد يه شعر واقعي
وبلاگ من مرده مرام داره پشتمو خالي نكرد حتي وقتي كه پيشش نبودمو تو غربت بودم
وفاشو با صبوري و راز داريش بهم ثابت كرد.
يكي بود يكي نبود
..............................................
پري حالا ديگه ميدونه كه ميدونم چرا تركم كرده
من گذاشتم بره اما سخت ترين جاي داستان عشق منو پري اينجاست كه نيمه راه بودنشو
انداخت گردن تقدير. نه من با تقدير 23 ساله كه از نزديك دوستي و اشنايي دارم
رفتنت تقدير نبود. تقدير رفتن تو بود.
خدايا از تو ميپرسم اگه قرار بود پيشم نمونه و ولم كنه و بشه سوگلي يه مرد ديگه
چرا سر راهم قرارش دادي؟
خواستي تنبيهم كني؟ خواستي با چوب بي صدات منو يزني تا صدات كنم؟
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا دارم صدات ميكنم بشنو
پري پري پري چه اسم قشنگي. و چه تقدير زشتي
ننگ به تو سرنوشت.. كي بود تورو واسم نوشت!!!!!!
دختر يادته چي بودم؟ حالا ببين چيكارم كرديو چي شدم. رفتي؟ بي پناه شدم ببين!!
اره به قول خودت بهت بدي كردمو واست كاري نكردم ولي خداي كه تورو بهم دادو گرفت ميدونه
هر چي ازم بر اومد انجام دادم. كم اوردم چون ذاتا نداشتمو كم داشتم تو بيشترينم بودي كه...
اخريا ميدونستم ديگه دوسم نداري ولي به خاطرت به هر دري ميزدم حتي مرديمو شكستمو هاي هاي پيشت گريه كردم
هرچي بيشتر خواستمت بيشتر ازم دور شدي دور و دورتر خدا نگهدارت
هميشه تو خيالم باهات حرف ميزدم بهت ميگفتم بهم نگو پاي كسي ديگه وسط بزار خودمو گول بزنم
بزار فكر كنم فقط مال مني بي انصاف حتي اين كارم نكرديو تو صورتم نگاه كردي و گفتي كسي ديگه رو دوست داري
اخرين بارا ازت خواستم يه بار ديگه دستتو بهم بدي و بزاري واسه اخرين بار ببوسمت
اخم كردي گفتي بورو ابرومو نبر
و منم رفتم غريب و تنها شدم اما تو خانوم و كس و كار دار شدي
مگه همه كست نبودم؟ نه؟؟؟؟
ازت خواستم حد اقل دم اخري حرفامو بشنوي خواستم دردامو بهت بگم اما با دستات گوشاتو گرفتي و گفتي برو
ببين رفتم!
حالا كه واقعا ميخواي بري منو ببخش از اينكه ديگه نايي ندارم واسه موندنت تلاش كنم
ميدونم واست خيلي كم بودم و با تمام كم بودنم دلم نيومد تلافي كنمو برنجومت
عشق من اين شعر تقديم بهت
.......................
خودت ميدوني ميدونم...دليل رفتنت چي بود
اما ميتونستي بري...چرا ميگي قسمت نبود
اگه قسمت نبود چرا تو موندي؟..خدا چرا مارو به هم رسوندي
اگه ميدونستي يه روزي ميري..... چرا روزارو تا اينجا كشوندي؟
چي بودم چي شدم به خاطر تو...ولي پشت دلم رو خالي كردي
حالا اسمت مياد گريم ميگيره...نميدوني كه با دلم چه كردي
اگه در حق تو خوبي نكردم...بدون كه خالي بود دستاي سردم
ولي من در عوض هرچي كه بودم...با احساسات تو بازي نكردم
اگر چه ميدونم دوسم نداري... به هر در ميزنم تنهام نزاري
اگه پاي كسي هم در ميونه...بزار اسمت اقلا روم بمونه
دم اخر بزار دستت تو دستام... بزار بهت بگم دردم چي بوده
فقط لطفي كن و حرفامو بشنو...شايد ديگه نگي قسمت نبوده
اگه تصميم رفتن رو گرفتي... ببخش اگه پشيمونت نكردم
اره من واسه تو كم بودم اما.... با احساسات تو بازي نكردم
...........................
با پاك ترين قسمت وجودم كه خونه خداست ازت خدا حافظي ميكنم
خدا نگهدار بانوي نا رفيق

پري من نداشتم هيچي تو زندگيم جز تو نداشتم كه نداشته هامم با بي رحمي ازم گرفتي
خيلي بي شرمي اگه بگي اره
| Design By : Night Skin |


